مقايسه طرحوارههاي هيجاني و دشواري در تنظيم هيجاني در بيماران مبتلا به اختلال دوقطبي، افسردگي ...
استاد راهنما:
دکتر ابوالفضل محمدی
استادان مشاور:
دکتر علی اکبر نجاتی صفا
دکتر علی پاشا میثمی
نگارش مهسا رهبریان
كارشناسی ارشد روانشناسی بالینی
عنوان پژوهش
مقايسه طرحوارههاي هيجاني و دشواری در تنظيم هيجاني در بيماران مبتلا به اختلال دوقطبی،افسردگي اساسي و جمعیت غيرباليني
چکیده
مقدمه: اختلالهای خلقي از شایعترین اختلالات روانپزشکی هستند که بهصورت خلق پايين در دورههای افسردگي و يا خلق بالا در دورههای مانیا نمود میکنند. نقص در تنظیم هیجانی در آسیب شناسی این اختلالها نقش مهمی دارد. هدف پژوهش حاضر مقایسه دشواری در تنظیم هیجانی و طرحوارههای هیجانی در گروههای بالینی (بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی و بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی) و گروه غیربالینی بود.
روش: در پژوهش حاضر دو گروه بالینی اختلال دوقطبی (34نفر)، اختلال افسردگی اساسی (34 نفر)، و گروه غیربالینی (34 نفر)، به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل واریانس یکراهه استفاده شد.
یافتهها: از بین شاخصهای دشواری در تنظیم هیجانی، خرده مقیاسهای عدم دسترسی به راهبردها، دشواری در انجام رفتار هدفمند نمرات بیشتری از گروههای غیربالینی کسب کردند. این تفاوت از نظر آماری معنادار بود. همچنین نمره شاخص پذیرش هیجانی تنها در گروه بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی در مقایسه با سایر گروهها بالا و از لحاظ آماری معنادار بود. در بررسی طرحوارههای هیجانی، طرحوارههای سازگارانهای چون تأیید طلبی، قابلدرک بودن، ارزشهای والاتر، پذیرش، ابراز، در گروه کنترل تفاوت معناداری با گروههای بالینی داشتند ولی در طرحواره های ناسازگارانه به جز طرحواره سرزنش بین گروه ها تفاوتی مشاهده نشد.
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش بر اهمیت نقش دشواری در تنظیم هیجانی و طرحوارههای هیجانی در اختلالات خلقی تأکید میکند. با این وجود تمایز بالایی در اغلب طرحوارههای هیجانی و مشکلات تنظیم هیجانی بین اختلال دوقطبی و افسردگی اساسی مشاهده نشد.
کلیدواژه ها: اختلال دوقطبی، اختلال افسردگی اساسی، دشواری در تنظیم هیجانی، طرحواره های هیجانی
Abstract
Introduction: Mood disorders are one of the common psychiatric disorders, including low mood in periods of depression and/or elevated mood in periods of mania. Emotion dysregulation is so significant in psychopathology of mood disorders. The purpose of this study is to compare difficulties in regulating emotions and emotional schema among clinical and non-clinical participants.
Method: In the present study, two clinical groups, including bipolar disorder and major depressive disorder (n=34 for each group), and a nonclinical group (n=34) were selected by convenience sampling. The collected data were analyzed by means of One-way ANOVA.
Result: Among difficulty in emotion regulation scales, Difficulties Engaging in Goal-Directed and Limited Access to Emotion Regulation Strategies had a higher score in the nonclinical group. The results were statistically significant. However, Emotional Acceptance was statistically significant only in MDD group, compared with others. On LESS dimensions of adaptive schemas including validation, higher values, acceptance, and expression were significantly different between control and clinical groups. However, there were no difference on maladaptive schemas, except blame between the groups.
Conclusion: The results of this study emphasize the important role of the difficulties in emotion regulation and emotional schemas in mood disorders. However, these factors may not able to distinguish these disorders.
Keywords: Bipolar disorders, Major depressive disorder, Difficulty emotion regulation, Emotional schema
این وبلاگ